تبليغاتX
سیگنل

در ميان كلكسيون اشياي هنري آقاي آلن دمتريوس ، مجسمه اي برنزي از نيم تنه دختركي ژاپني كه در ميان پايه هايي از سنگ محصور بود در اتاق نشيمن او به چشم مي خورد .
در بعدازظهر ششم آگوست 1945 ، زماني كه فاجعه دلخراش بمب هيروشيما به وقوع پيوست ،  آقاي دمترپوس به طور اتفاقي نيم نگاهي به صورت مجسمه خود انداخت و با كمال تعجب شاهد حلقه هاي اشكي بود كه از چشمانش بر روي گونه هاي آن دخترك روان مي شد .
اين واقعه چنان او را متعجب ساخت كه موضوع را با آقاي جيم لوئيز از خبرگزاري پيترزبورك در ميان گذاشت .
در سال 1969 آقاي دمترپوس آن مجسمه را به دخترش آنابل سالون كه در ايالت كانتزبورگ پنسيلوا زندگي مي كرد هديه داد .
يك روز هنگامي كه آنابل مشغول تميز كردن خانه خود بود ، متوجه شد رگه هايي سبز رنگ از چشمان مجسمه بر روي گونه هايش كشيده شده . او فورا مساله را با پدرش در ميان گذاشت و پدرش پس از تحقيقاتي چند به اين نتيجه رسيد كه اين خطوط بر اثر يك واكنش شيميايي با اشك ها ايجاد شده است .
پس از اين ماجرا دختر آقاي دمترپوس مجسمه را به پدر بازگردانيد و او نيز آ ن را جهت اخطاري بر عليه جنگ به سازمان ملل بخشيد .
گفته مي شود همزمان با بمباران هيروشيما اين مجسمه برنزي كه قدمت آن به بيش از صد سال مي رسد به طور ناگهاني گريست .
پيش از آن آقاي دمترپوس هرگز نشانه اي غير طبيعي در آن نيم تنه برنزي نديده بود .

نوشته شده توسط نیما در سی ام فروردین 1388 |
خب امروز مي خوام سايتي رو معرفي کنم که از طريق اون مي تونيد يک آيکون براي خودتون بسازيد که نمونه اون به شکل زيره :
لازم به ذکر است که اين سايت قابليت ساخت آيکون براي 25 سرويس دهنده Email رو داره و اين عکس ها را با پسوند PNG ذخيره مي کند. کار کردن با اين سايت هم خيلي آسونه و کافيه آدرس ميل و آدرس سرويس دهنده ميلتون رو بزنيد و Generate رو بزنيد و بعد هم اونو Save کنيد .
نوشته شده توسط نیما در بیست و هفتم فروردین 1388 |

در شاد ترين لحظات زندگي ، از دردها و غم ها نيز سپاسگذار باشيم .
زنگار غم ، بر آيينه ي هر دلي نمي شيند ، او هر قدر خود را خوب خوب مي داند .
قبل از مواخذه ي شيطان ، خود را مواخذه كنيم .
هنر انسان بودن و انسان ماندن ، يك هنر منحصر به فرد است .
ريشه ي عشق هاي بي انديشه ، تنها و تنها در سرزمين ذهن ها نادان بارور مي شود .
برخي از مشكلات روزگار ، روح را والاتر و قوي تر مي كند .
نيكي همه چيز را مغلوب مي كند و خودش هرگز مغلوب نمي شود .
لذتي كه درد ، در اصرار به ادامه ي زندگي دارد شادي ندارد !
نوشته شده توسط نیما در بیست و یکم فروردین 1388 |

خدايا !
به درخت آموختي چهار فصل را ببينند و در باد و طوفان و باران ، خود را به تو بسپارند . به من نيز بياموز چهار فصل زندگي ام را ببينم و خودم را در نداشتن ها و داشتن ها در غم و شادي ها در از دست دادن ها و به دست آوردن ها در بودن ها و نبودن ها به تو بسپارم .
نوشته شده توسط نیما در بیستم فروردین 1388 |