
در ميان كلكسيون اشياي هنري آقاي آلن دمتريوس ، مجسمه اي برنزي از نيم تنه دختركي ژاپني كه در ميان پايه هايي از سنگ محصور بود در اتاق نشيمن او به چشم مي خورد .
در بعدازظهر ششم آگوست 1945 ، زماني كه فاجعه دلخراش بمب هيروشيما به وقوع پيوست ، آقاي دمترپوس به طور اتفاقي نيم نگاهي به صورت مجسمه خود انداخت و با كمال تعجب شاهد حلقه هاي اشكي بود كه از چشمانش بر روي گونه هاي آن دخترك روان مي شد .
اين واقعه چنان او را متعجب ساخت كه موضوع را با آقاي جيم لوئيز از خبرگزاري پيترزبورك در ميان گذاشت .
در سال 1969 آقاي دمترپوس آن مجسمه را به دخترش آنابل سالون كه در ايالت كانتزبورگ پنسيلوا زندگي مي كرد هديه داد .
يك روز هنگامي كه آنابل مشغول تميز كردن خانه خود بود ، متوجه شد رگه هايي سبز رنگ از چشمان مجسمه بر روي گونه هايش كشيده شده . او فورا مساله را با پدرش در ميان گذاشت و پدرش پس از تحقيقاتي چند به اين نتيجه رسيد كه اين خطوط بر اثر يك واكنش شيميايي با اشك ها ايجاد شده است .
پس از اين ماجرا دختر آقاي دمترپوس مجسمه را به پدر بازگردانيد و او نيز آ ن را جهت اخطاري بر عليه جنگ به سازمان ملل بخشيد .
گفته مي شود همزمان با بمباران هيروشيما اين مجسمه برنزي كه قدمت آن به بيش از صد سال مي رسد به طور ناگهاني گريست .
پيش از آن آقاي دمترپوس هرگز نشانه اي غير طبيعي در آن نيم تنه برنزي نديده بود .